تبلیغات
روســــتـــــای لــــرد
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

ابر برچسبها

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

كد عكس تصادفی

ساعت

تات‎ها كه موضوع سخن ما در این گفتار هستند، در دوردست‎ترین مرزهای شمال شرقی قفقاز در دامنه‎ها و كوه‌پایه‎ها و درّه‎های كوه‎های قفقاز یا «البرز» كه پای تاتارها و غزان گوسفند چران بیابان‎گرد بدان‎جاها نرسیده، در سرزمین وسیعی كه حدود چهل پارچه ده و شهرك و شهر دارد پراكنده‎اند.

این سرزمین شامل شبه جزیره‎ی آبشرون (آب شوران)، باكو، سوراخانی، بالاخانی، ماشتاغا (موشتاغی)، بوزونا، امیرخان، زیره است كه گروهی از مردمان و ساكنان آن‎ها، در گفتگو از زبان تاتی استفاده می‎كنند.

بطور مثال مردم سوراخانی و بالاخانی به طور كلی در گفتگوهای خود به دو زبان تركی و تاتی سخن می‎گویند. در مرده‎كان، امیرخان، هووسن، بینه و خیله، تنها اشخاص سالخورده به تاتی حرف می‎زنند و جوانان به تركی مكالمه می‎كنند.

گذشته از اینها ساكنان نواحی: قوبا، دوه چی، اسماعیل‎لی، خیزین، سیازان، قوناق، كندی، قوتگاشن نیز، تاتی زبان هستند. هم‎چنین مردم ناحیه‎ی دربند وبرخی نواحی داغستان (كایتاكو، طبرسران، مخاچ قلعه) نیز تاتی زبانند و روی هم رفته، طبق آمار سال‎های اخیر، (كه به درستی آن‌ها اطمینانی نیست زیرا اغلب تات‎ها ملیّت خود را پنهان می‎دارند و خود را ترك زبان معرفی می‎كنند)، تات‎های این نواحی یازده هزار تن بوده‎اند. تاتی‎گویان به سه گروه تقسیم می‎شوند:

1- تات‎های مسلمان، اعم از سنی و شیعه كه در آبشرون، خیزین، دوه‎چی و نواحی دیگر زندگی می‎كنند.

2- تات‎های كلیمی مذهب كه خود را «داغ جوودی» یعنی یهودی‎های كوهستانی می‎نامند و اكثرا در داغستان ساكن هستند.

3- تات‎های مسیحی یا تات‎های ارمنستان كه در روستاهای ماتراسه و بخش اسماعیل‎لی و روستای كیلوز و بخش دوه‎چی و ارتاشِن و قوبا می‎زیند. طبق آمار سرشماری سال 1926 میلادی عده تات‎های كوهستانی كلیمی، 26 هزار تن بوده است.

گویش تات‎های كلیمی مذهب كه یكی از زبان‎های ادبی داغستان است، بیش از گویش‎های تاتی مسلمان، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته اتس. درباره‎ی زبان تات‎های مسلمان تنها گویش تات‎های لاهیج ساكن بخش اسماعیل‎لی مورد بررسی به قرار گرفته و از گویش‎های توده‎های اصلی تات‎های مسلمان از جمله آبشرون و نواحی شمالی آن، آگاهی‎های اندك و جسته و گریخته‎یی وجود دارد. ولی گویش‌های این نواحی بیش از گویش لاهیج، تیپیك به نظر می‎رسد.

به هر حال، وجود مردمان ایرانی نژاد و ایرانی زبان در دوردست‎ترین نقاط شمالی قفقاز و شناخت زبان و فرهنگ آنان كه اصطلاحا تات و تاتی نامیده می‎شوند، از هر جهت قابل توجه و شگفت‎انگیز و شایسته‎ی بررسی‎های علمی و تاریخی است كه متاسفانه به عللی در ایران به آن كمتر توجه شده است.

در گذشته بر اثر سیاست‎های اشغال‎گرانه و استعماری روس‎ها و ایادی آن‎ها، دانشمندان و زبانشناسان روس در دوره‎ی تزاری به اجبار، منكر وابستگی‎های نژادی و زبانی مردمان بومی این سرزمین‎ها با مردم ایران بودند و آنان متاسفانه كوشیده‎اند با حدس و گمان و جعل، این مردمان را مهاجرانی وانمود نمایند كه در دوره‎ی ساسانی (انوشیروان) از ایران بدین نواحی كوچ داده شده‎اند. بنابراین این تیره‎های آرانی را از بومیان اصلی قفقاز، یا بهتر بگوییم سرزمین آران ندانسته، سعی كرده‎اند زبان و گویش آنان را از زبان‎های بومی این نواحی به شمار نیاورند!

بعد از انقلاب بلشویكی، كمونیست‎ها نیز از همان سیاست پیروی كرده از راه‎های ]به اصطلاح[ تاریخی و مطالعات اجتماعی، عالما و عامدا، گویش‎های تاتی را دنباله‎ی زبان آرانی كه بیشتر مردم این نواحی در دوره‎ی ساسانی و صدر اسلام همگی بدان سخن می‎گفتند و تاریخ و جغرافی‎نویسان متفقا و به صراحت از آن یاد كرده‎اند، ندانسته و سرنوشت جدایی برای آن تعیین كنند كه البته یك انحراف عمدی و سیاسی بود كه متاسفانه دانشمندان نیز فهمیده یا نفهمیده از آن پیروی كرده‎اند.

بر مبنای این سیاست است كه می‎نویسند: «از سده‎ی یازدهم میلادی البانیایی‎های قفقاز به عنوان یك ملت جداگانه از صحنه تاریخ محو شدند؟! («گرجی‎ها» ص 5) در صورتی كه ما می‎دانیم آرانی‎های مسلمان، جذب تاتارها و غزها گردیدند و همان‎هایی هستند كه اكنون مردم جمهوری آذربایجان را تشكیل می‎دهند. و مسیحیان‎شان نیز، زبان و نژاد خود را باخته، جذب ارمنیان و گرجیان گردیدند و آن‎هایی كه زبانشان را در كوهپایه‎ها نگاه داشتند، همین تات‎ها هستند كه اكنون نیز می‎كوشند آن‎ها را از صحنه‎ی قفقاز برانند و مسیحیان قره‎باغ، آرانی‎هایی هستند كه به اشتباه ارمنی شهرت یافته‎اند. پروفسور ارانسكی در فقه‎اللغه ایرانی می‎نویسد:

«حدس زده می‎شود كه ایرانی‎زبانان تاتی، در عهد ساسانیان (از سده‎ سوم تا هفتم میلادی) به قفقاز آمده باشند و ظهور ایشان در آن نواحی با انتقال دسته‎های نظامی به ناحیه‎ی دربند مربوط باشد. دسته‎های مزبور برای نگهبانی مرزهای شمال شرقی شاهنشاهی ساسانی، به آن خطّه گسیل گشته بودند». در مورد تات‎های كلیمی مذهب می‎گوید: «ظاهرا (!) عده‎یی از یهودیان ایرانی كه در آن زمان زبان ایرانی داشتند نیز به قفقاز رفتند».

چنان‌كه مشاهده می‎شود این عبارات كه یا «حدس زده می‎شود» و «ظاهرا» بیان شده هیچ سند و مدركی به دنبال ندارد و بیشتر پندار است تا مطلب مستند تاریخی، در این‎جا باید پرسید كه با توجه به «یادداشت‎های خسروانوشیروان» او كه برای تقویت ارتش خود ناچار شده بود گروهی از خزرهای ترك تبار را وارد سپاه خود كند، چگونه گروه كثیری از سپاهیان خود را برای نگهبانی از دربند، بدین نواحی كوچانید كه این مردم تاتی گوی از بقایای آن محسوب گردند؟!

پروفسور «مار» زبان‎شناس گرجی‎نژاد، زبان آرانی قدیم را از گروه زبان‎های یافثی قفقاز وانمود كرده و ارتباط آن را با آرانی صدراسلام كه قرن‎ها در این نواحی بدان سخن می‎گفته‎اند و نیز با گویش تاتی امروزی، منكر گردیده است.

به نظر ما آران (آلبانیای یونانی یا رومی و ‎آغوان ارمنی) چنان‎كه از نامش پیداست به معنای «آرستان» یا «جایگاه آرها» یا آری‌ها یا ایرانی‌ها است و آر و آریا و ایر (با یاء مجهول) و ایر و آل و آغ در اران و ایروان و ایرانشهر و آلان و آغوان، همگی یك واژه به یك معنا است.

در كتاب «نام شهرها و دیه‎های ایران» آمده:

«آران استان بزرگ و مشهوریست و اكنون به نام آذربایجان قفقاز خوانده می‎شود، ارمنیان این نام را آغوان و رومیان آلبان خوانده‎اند... اما در معنی این نام از روی قاعده باید گفت «آرستان» ولی «آر» چیست آیا مقصود «ایر» یا «ایر» است كه نام عام ایرانیان بوده یا دسته‎ی جداگانه‎ی دیگری با این نام خوانده می‎شده‎اند. گویا این دومی درست‎تر باشد، زیرا استرابون و دیگران از تیره‎ی بزرگی كه در هرات و آن نزدیكی‎ها می‎زیسته‎اند و با نام «آر» یا «آری» مشهور بوده‎اند بارها یاد كرده‎اند و به آسانی می‎توان گمان برد كه دسته‎یی از آن تیره هم به قفقاز آمده در این سرزمین نشیمن گرفته باشند و به این جهت آن‌جا، «آران» نامیده شده باشد. همین گمان درباره‎ی آران كاشان و آرجان و آرند و آرهن و آرومند و اروان و ارلان نیز درست است. اما آرونق آذربایگان كه به غلط «اَروَنَق» گفته می‎شود اگرچه قاف یا كاف برای معنی كوچكی و واژه بی‎گمان به معنی آران كوچك است ولی داستان نام‎گذاری این است كه آران قفقاز كه در پهلوی آذربایگان ما نهاده، گرمسیر و زمستان‌گاه است كه از زمان‎های باستان ایل‎های آذربایگان و مردم رمه‎دار و گله‎دار، زمستان را از سرمای سخت آذربایگان به آن‌جا پناهنده می‎شدند، پس از در آمدن مغولان به ایران كه آذربایگان تختگاه پادشاهان ایشان گردید، این موضوع پناهیدن به آران در زمستان‎ها مهم‎تر گردید و شاید بخش شایانی از گفتگوهای روزانه مردم از این موضوع بوده و واژه‎ی آران پیوسته بر سر زبان‎ها بوده است: بدین سان كه به جای زمستانگاه یا قشلاق، آن واژه را می‎گفته‎اند: سلطان به آران رفت، اردو از آران بازگشت و صدها از این گونه عبارت روزانه به كار برده می‎شد. از این‎جا، كم كم آران به معنی گرمسیر و قشلاق گردید و اكنون در آذربایگان هرجای گرمسیر را آران یا آرانلوق می‎خوانند و همین ترتیب در زبان ارمنی هم هست... به هر حال نام آرانك و آرانق و آرونق ارتباطی با «آر» نام آن تیره‎ی باستان ندارد و معنی آن زمستان‌گاهك است نه نشیمن‎گاه آران».

به‌‌هرسان، زبان آرانی شاخه‎یی از زبان‎های ایرانی و شعبه‎یی از پهلوی شمالی بوده كه بازمانده‎های آن، به نام تاتی در آران قفقاز بازمانده است. هم‎چنان‎كه گویش‎های تاتی آذربایگان دنباله و بازمانده‎ی آذری است كه پیش از تركی شدن در آذربایگان، مردم بدان سخن می‎گفتند.

باید در این‎جا به این نكته نیز توجه داشته باشیم كه آرانی‎ها از لحاظ مذهب مسیحی و وابسته به كلیسای گریگوری ارمنی بودند و كشیشان و روحانیان آرانی در آموزشگاه‎های دینی ارمنستان، تربیت شده و تعلیم می‎دیدند و كلیساهای آنان به شكل كلیسای مذهب گریگوری ساخته و اداره می‎شد و خط آرانی نیز مانند خط ارمنی، توسط «مسروپ ماشتودج» زیر نظر «ساهاك پارتو» كه یك روحانی مسیحی پارتی بود ساخته شده است كه خوش‎بختانه نمونه‎ی آن موجود است ولی افسوس كه نوشته و كتیبه‎ی چندانی از متون آرانی قدیم به دست نیامده كه قابل بررسی علمی باشد و ماهیت زبان آرانی قدیم را روشن گرداند. ولی از نام‎های كسان و نام‎های جاها و كوه‎ها و رودها و تصریحی كه در چگونگی زبان آرانی در دوران اسلامی به عمل آمده، می‎توان پی برد كه زبان آرانی كهن‎تر نیز، یك گونه زبان پهلوی ایرانی بوده است.

برای مثال نام شاهان و امیران آرانی كه از خانواده‎ی «مهرانیان» بودند، بدین گونه بوده است: مهر، ارماییل، وَرد، وَردان، ورازگریگوری، ورازپیروژ، جوان‌شیر، یزدان خسرو، ورازمانی (مانس)، ورازتیرداد، نرسه، گاگیك، استپانوس و خواهرش آپراسامین، آذرنرسه، شاهزاده خانم اِسَپَرم، سوادان، گریگور، داوود، ایشخان، سنكریم، یوهانس. پیداست كه دسته‎یی از این‎ها، نام‎های مذهبی انجیلی و بقیه‎ همه نام‎های كهن ایرانی است.

نام‎های جاها نیز در آران اغلب ایرانی (به معنای اعم آن) و دارای معنا و نسبت روشن هستند مانند: «بردعه» كه نام پایتخت آران بود و اصل آن «پَرتَو» بوده، «گنجه»، «باكو» «كربجر» به معنای بازار سنگی كه (كلبه جر می‎گویند) «شماخا» «شمكور» «آبشوران» «ورثان» «شابران» «سوراخانی»، «بالاخانی» «شروان» «سالیان» «لنكران» «نخجوان» «باذان فیروز» «قوت گاشن» «كیلوز» «برزیك»، «بس فورگان»، «اردهان»، «اود»، «اردوباد»، «بازار دوز»، «باجروان»، «بیلقان» (پایدارگان) «فیداگران»، «وارتاشن» «رودكر» كه از روی نام كوروش نام‎گذاری شده، «كاپكو» كه به صورت قَفق یا قَبق درآمده و با افزودن پسوند «آز» بر آن قفقاز گردیده است.

اَرَس یا آراكس كه نام رودخانه و مرزمیان آذربایگان و آران است و «البرز» كه نام كوه‎های قفقاز است و با نام البرز ایران یكی است و نام بازار بردعه كه مشهور به گیراگی بازار بوده است.

درباره‎ی نام این بازار، مقدسی در احسن التقاسیم می‎نویسد: در بردعه روزهای یكشنبه بازاری بنام «گرگی» هست كه از همه خوره‎ و بخش‎ها به آن‎جا گرد آیند و چنان نامبردار شده كه گویند: روز شنبه، گیركی، روز دوشنبه و ...» درباره نوشته مقدسی باید گفت كه موضوع درست برعكس دریافت اوست. زیرا گیراكی یا گوریاكی یك واژه‎ی یونانی است كه از طریق مسیحیت وارد زبان آرانی شده، چنان‌كه به زبان ارمنی نیز داخل شده است و معنای آن «خدایی» است و بر همین اساس روز یكشنبه را كه روز تعطیل مسیحیان و روز عبادت بوده است گیراكی یا روز خدایی می‎گفتند و چون بازار بردعه در آن روز تشكیل می‎شد، از این رو «مقدسی» آن را نام بازار پنداشته و چنان نوشته است:

آرانی‎ها یا لاهیج‎ها، روزهای هفته را چنین می‎شمردند: شمبی، گیراكی، دوشمبی، سه‌شمبی، چارشمبی، پنج‎شمبی، آرنه (آدینه).

شهرت این بازار هفتگی، آن‎چنان بود كه بسیاری از یكشنبه‎ بازارها را به تقلید از بازار بردعه، در‌آذربایگان ایران نیز گیراكی بازار می‎گفتند. از جمله در نزدیكی‎های تبریز بر سر راه تبریز- مراغه، جایی هست كه آن را «قارقا بازار» می‎نامند. در كتاب زبان آذری درباره‎ی این نام می‎نویسد:

«شاید از واژه‎ی قارقا كه در تركی به معنی كلاغ است، كسانی این راه هم نام تركی پندارند ولی نه چنانست و رویه درست این نام «گیراكی بازار» بوده، به معنی یكشنبه بازار، گیراكی (كوریاكوس) واژه‎یی است یونانی كه در زبان‎های ارمنی و آرانی روز یكشنبه را با آن نام می‎خوانند و چون به شیوه‎ی كهن ایران، روستاییان در هر یك از روزهای هفته در جای دیگر بازار برپا می‎كرده‎اند، در این‎جا هم روز یكشنبه برپا می‎شد این است آن را با این نام خوانده‎اند و ما گمان می‎بریم كه «گیراكی» در آذری نیز به كار می‎رفته است».

برگرفته از سایت سهیل لرد



نوشته شده توسط :موسی محمدی
دوشنبه 1 فروردین 1390-08:56 ب.ظ
نظرات() 

 یکی دیگر از مناطق دیدنی روستای لرد طالشه دره می باشد این مکان در قسمت شمالی روستای لرد  ودر  فاصله 3 کیلومتری لرد

 می باشد  این مکان دیدنی دارای آب وهوای بسیار خوب درفصل بهار وتابستان می باشد در این نقطه دو

 رودخانه جریان دارند وتقریبا" بین النهرین می باشد این محل دارای چشمه های پر از آب گوارا می باشند

در فصل بهار واردیبهشت ماه این فصل رویش گل وگیاهان طبیعی وشکوفه دادن در ختان میوه  ودرختچه های نسترن

بلبلان  گوش چشم هر بینندهای را می نوازد

این مکان نیز دارای یک فضای بزرگ چمن طبیعی  می باشد که با چادر زدن کوهنودان وبازدیدکنندگان در این محل چهره خاصی به این

محل می بخشد  اطراف این محل نیز مراتع سر سبزی وجود دارد که تا آخر فصل تابستان همچنان سر سبز می باشد  .

منظره طبعی این محل بدین شکل می باشد که ارتفاعات قله آقداغ پوشیده از برف سفید که این برف تا اواخر فصل تابستان در این ارتفاع

جود دارد و درپایین دست آن مراتع سر سبز که از ذوب شدن برفهای قله آقداغ به صورت طبیعی آبیاری

می شوند ودر قسمت پایینتر آن وجود باغات میوه و انبوه  درختان  در قسمت انتهای آن به  طرف

 پایین جاری بودن دو رودخانه پر از آب زلال چهره طالشه دره را به صورت یک مکان گردشگری در آورده است

وهمچنین چشمه بزرگ قره بلاغ نیز در این محل می باشدکه این چشمه نیز با وجودآب بسیار زیاد وآبشاری زیبا



نوشته شده توسط :موسی محمدی
دوشنبه 1 فروردین 1390-08:51 ب.ظ
نظرات() 

                          نـگـاهـی گـذرا بـه لـرد 

 روستای لرد در فاصله 70کیاومتری  شهرستان خلخال قرار دارد این روستا در دامنه شرقی کوه آق داغ ودر دامنه غربی کوه پلنگاه واقع شده است این روستا با دارا بودن جمعیتی بالغ بر 4000نفرو به تقریبی 1200 خانوارکه از طریق شغل کشاورزی ودامداری امرار معاش می کنند زبان وگویش محلی تاتی را که منشعب از زبا ن پهلوی دوره اشکانی(فارسی میانه ) میباشد تکلم می نمایند  این روستا در وسط دو رودخانه قرار دارد  با وجود آب فراوان و رویش انواع گوناگون درختچه ودرخت  وانواع گونه های گیاهی در اطراف این روستا  از چشم اندازطبیعی جالبی بر خورداراست  روستای لرد دارای مناطق دیدنی زیادی از جمله آنها  کوه آق داغ- سبیه خانی (چشمه سفید )  کوخل انبر- و گوهلان

قَلَه گرَدَن وطالشه دره و قره بُلاغ محصولات باغداری مردمان این روستا عبارتند از :

گردو- آلبالو- هلو- زرد- آلو- سیب لبنان- سفید-و قرمز- آلو فندق - زالزالک ازگیل توت  به  گوجه سبز – گیلاس- گلابی - تمشک – خیار- آفتابگردان- بلال  -هویج-                                 

 انواع محصولات کشاورزی : گندم- جو- عدس- لوبیا – کدو- سیب زمینی  گوجه نخود

انواع گیاهان دارویی : کاکوتی - بابونه – کتیرا- صمغ - گزنه -کاسنی -گل گندم- رازیانه -قارچ -زیره نعناع -پونه – شاهتره- بنفشه- بید مشک -شقایق – قاصدک- گل محمدی - نسترن – بهمن-


نوشته شده توسط :موسی محمدی
دوشنبه 1 فروردین 1390-08:47 ب.ظ
نظرات()